تبليغاتX
تبلیغات و ارتباطات نوین
موضوعات متنوع در مورد تبلیغات و ارتباطات

 همان‌طور که پیش‌تر ذکر شد به‌طور کلی فمینیست‌ها در پنج گروه اصلی دسته‌بندی می‌شوند که با خواسته‌های مختلف برای نیل به آرمان خود تلاش کرده‌ و می‌کنند. به‌طور کلی خواسته‌های گرایش‌های فمینیستی در طول تاریخ را می‌توان این‌گونه بیان کرد: موج اول در پی اثبات زن به عنوان یک انسان کامل بود. موج دوم از میان برداشتن تضادها و دستیابی به‌حقوق برابر را دنبال می‌کرد. موج سوم خواهان تعادل میان نقش‌های خانوادگی و فعالیت‌های اجتماعی بود. موج چهارم در پی جایگزینی قدرت زنانه به جای نظام مردسالاری است و در موج پنجم، فمینیست‌های پست‌مدرن با اعتقاد به ساختار شکنی از تمرکز به موضوع‌های سیاسی و اقتصادی به سوی مباحث فرهنگی و روان‌شناختی و زبان‌شناختی سوق یافته‌اند.

سوالی که در اینجا مطرح است اینکه چرا در طول تاریخ خواسته‌های فمینیست‌ها متغیر بوده است و گروه‌هایی با اهداف و آرمان مشترک دغدغه‌های متفاوتی داشته‌اند. شاید با بررسی دگرگونی‌های ژرف محیط جهانی، بتوان پاسخی در خور برای این سوال ارایه کرد. بشر در مسیر پیشرفت تمدن خود، تاکنون دو موج کشاورزی و صنعت را پشت سر گذاشته است و امروز با انقلاب عظیمی که در عرصه‌ی اطلاعات به وقوع پیوسته، ما در آستانه‌ی ورود به جوامع اطلاعاتی هستیم که تافلر از آن به عنوان موج سوم یاد می‌کند.

تافلر در کتاب موج سوم خود محور هر تمدن را انرژی می‌داند. بنابراین در موج اول یا جامعه‌ی کشاورزی نیروی عضلانی مهم‌ترین منبع انرژی به‌شمار می‌رفت و با توجه به برتری نسبی مردان در این زمینه، طبیعی است که زن جنس فرودست شمرده شده و جامعه‌ی مردسالار پدید آید. در موج دوم با ورود تدریجی صنعت به زندگی مردم، تمدن مدرن پایه‌گذاری شد. در چنین تمدنی، نیروی عضلانی به‌تدریج جای خود را به انرژی فسیلی ـ نفت، گاز، ذغال سنگ و نظایر آن داد و با توجه به افزایش چشم‌گیر حجم تولید و مصرف از یک‌سو و کمبود نیروی انسانی از سوی دیگر، به تدریج با ورود زنان به بازار کار نخستین زمزمه‌های برابری حقوق زنان و مردان به گوش ‌رسید. از آنجا که در چنین جامعه‌ای مردان دیگر برتری سابق را نداشتند و از سوی دیگر نیاز روزافزون به کارگران جدید و ارزان، سبب شد با گذشت زمان برخی از خواسته‌های زنان مورد توجه قرار گیرد.

در موج سوم نیز که ما در آستانه‌ی ورود به آن قرار داریم، اطلاعات به عنوان ملاک برتری مورد توجه قرار گرفته است و بشر دوران جدیدی از حیات خویش را تجربه خواهد کرد. ویژگی چنین جوامعی که از آنها با عنوان "جامعه‌ی اطلاعاتی" یاد می‌شود، تولید و جابجایی حجم انبوه اطلاعات است. اگرچه در جامعه‌ی اطلاعاتی یا پسامدرن هم‌چنان انرژی‌های فسیلی و دیگر انرژی‌های نو به عنوان منابع تأمین انرژی به‌شمار می‌آیند ، اما تغییر ارزش‌ها و ملاک‌های برتری، فرصت‌های تازه‌ای را پیش روی زنان جهان قرار داده است. از آنجا که در جامعه‌ی اطلاعاتی مردان و زنان برتری خاصی نسبت به یکدیگر ندارند، پیگیری حقوق برابر و رهایی از سلطه‌ی تاریخی مردان، در دستور کار طرفداران فمینیسم قرار گرفته است. تلاشی که حتی در برخی گرایش‌های فمینیستی رادیکالی، حذف مردان از کلیه‌ی شئون اجتماعی را هدف گرفته است.

با آگاهی از این موضوع بسیاری از مسایل را می‌توان واکاوی کرد. مسایلی همچون اتهامات غربی‌ها در مورد بی‌توجهی حقوق زنان در کشورهای شرقی و به ویژه اسلامی. ادعای پیش‌رو بودن کشورهای غربی در توجه به حقوق زنان و بسیاری دیگر از مسایل روز جامعه‌ی جهانی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 خرداد1388ساعت 20:51  توسط marzieh salek  | 

  • به طور كلي مي توان نقطة شروع فمينيسم را اواخر قرن هجدهم به ويژه پس از انقلاب كبير فرانسه ذكر كرد، اما در تقسيمات قراردادي تر تاريخ فمينيسم را در 3 موج تقسيم بندي مي كنند.

    موج اول :

    موج اول در سال 1830 شروع شد. مري وليتون كرافت با نوشتن كتاب «حقانيت حقوق زن» (1792) تأثير اصلي را بر اين موج گذاشت. پس از وي جان استوارت ميل با همكاري همسر اولش هري تيلور كتاب «انقياد زنان» (1869) را نوشت كه تأثير مهم بعدي را بر اين موج گذاشت. نگارش اين كتاب در حالي صورت گرفت كه زنان در دوره ويكتوريا، در اوج سركوب به سر مي بردند. مي توان گفت اساساًٌ انديشه حقوق ليبرال كلاسيك، زمينه اصلي بروز اين موج به شمار مي رود، ديدگاهي كه برخاسته از انديشه جان لاك بود.(1) گسترش حقوق مدني و سياسي به ويژه اعطاي حق رأي به زنان، خواسته و هدف اصلي اين موج بود. البته در كنار اين موارد اهداف ديگري نيز دنبال مي شد كه از جمله آن ها مي توان به دستيابي زنان به كار آموزشي، آموزش و كار، بهبود موقعيت زنان متأهل در قوانين، حق برابر با مردان براي طلاق و متاركه قانوني و مسائل پيرامون ويژگي هاي جنسي اشاره كرد.

    موج دوم:

    «موج دوم فمينيسم از دهه 1960 آغاز شد. موج اول تا حدي توانست وضعيت زنان را در رابطه با برخي از مسائل بهبود بخشد. گسترش آموزش و پرورش، ورود زنان به مشاغل متعدد، قانوني شدن سقط جنين، پرداخت دسمتزد برابر به زنان، برخورداري از حقوق مدني برابر و گسترش امكانات كنترل مواليه از جمله نتايج مهم تلاش ها در موج اول بود. همين مسائل باعث شد كه برخي از فمينيست ها به دنبال قدم برداشتن در گام هاي بعدي باشند.»

    هدف اصلي و مهم فمينيست ها در موج دوم «نجات زن» بود فمينيست هاي موج دوم، معتقد بودند رهايي زنان از نابرابري ها كافي نبوده و بايد زنان را از دست مردان نجات داد. نقد ساختارهاي ايدئولوژيك ريشه دار مانند «مردسالاري» و «قرار داد اجتماعي»، در كليت ازدواج، تأكيد بر تبحر و حرفه اقتصادي از جمله ويژگي هاي مهم فمينيست هاي موج دوم به شمار مي رود.

    اين افراد معتقد بودند براي رهايي و نجات زن، بايد روحيات زنانه را از بين برد و آن قدر به سمت افراط رفتند كه بر ظاهري مردانه در پوشش، موهاي كوتاه، كفش بدون پاشنه، كت و شلوار زمخت و چهره بدون آرايش و ... نيز تأكيد داشتند.

    موج سوم

    موج سوم فمينيست ها از اوايل دهه 1990 شروع و به دليل آثار مخرب افراط فمينيست هاي موج دوم، در اين دوره سعي شد تا حدودي ديدگاه هاي فمينيستي تعديل شود. تحت همين شرايط بود كه دولت هاي تاچر و ريگان ضمن مبارزه با ديدگاه هاي تندروها خواستار اعاده از دست رفتة «ارزش هاي خانوادگي» شدند و در مجموع فمينيسم در اوايل دهه 1990 يك فرآيند اعتدال را تجربه كرد.

    بر خلاف موج دوم، فمينيست ها در اين موج بر ظاهر زنانه و رفتار ظريف تأكيد مي ورزند. آنان معتقد به احياي نقش مادري بوده و از خانواده فرزند محور و همچنين زندگي خصوصي دفاع مي كنند.

    گرايش پست مدرن

    اين گرايش نيز بر «حذف مرد سالاري» تأكيد دارد با اين تفاوت كه آنها معتقدند براي احقاق حقوق زنان و حذف مردسالاري بايد ساختار شكني كرد. به اعتقاد اين گروه كليه برخوردهايي كه بين پسر و دختر تفاوت ايجاد مي كند ناشي از ساخت هايي اجتماعي هستند كه موجب بردگي زن در طول تاريخ شده و بايد ساخت شكني شود. تحت تأثير همين نگرش ها، در دهة 1990 علاقه فكري فمينيست ها از موضوعات سياسي و اقتصادي به سمت موضوعات فرهنگي، روان شناختي و زبان شناختي سوق پيدا كرده است.

    با توجه به مطالب بالا مي توان مكاتب فمينيستي را به صورت زير تقسيم بندي كرد:

    «فمينيسم ليبرال، فمينيسم راديكال، فمينيسم پست مدرن، فمينيسم سياه پوستان، فمينيسم آنارشيم، مكتب اكوفمينيسم، همچنين فمينيسم مدرن نيز از ديگر شاخه هاي فمينيسم است كه در قرن بيستم بوجود آمده است.» (3)

    جمع بندي

    - موج اول :

    قرن 17 و 18: فمينيست هاي اثبات گرا كه تلاش مي كردند وجود زن را به عنوان يك موجود مستقل معرفي كنند، بايد به عنوان يك انسان به آن نگاه شود مثل يك مرد.

    - موج دوم:

    تلاش مي كردند هر گونه تفاوت و تضاد ناشي از جنسيت را از بين برند و زنان نيز مثل مردان از حقوق برابر برخوردار باشند و در فعاليت هاي اجتماعي مشاركت كنند.

    - موج سوم:

    (مدرن) (قدرت طلب): معتقدند نه تنها زن فرودست نيست بلكه فرا دست نيز هم است- حتي ادعا مي شود زنان مي توانند و حق دارند قدرت زنانه را جايگزين آن چيزي نمايند كه تا كنون مردانه بوده است. (در مقابل ديدگاه مرد سالاري)

    - پست مدرن ها (ديدگاه جديد): معتقد به نوعي تعادل، حفظ نظام خانواده- همراه با تعادل در مشاركت بيرون خانه مي شوند.

    نتيجه گيري:

    جنبش فمينيسم از ابتداي پيدايش سعي داشت زنان را به يك اردوگاه واحد ايدئولوژيكي برساند. فمينيسم ها قصد داشتند مفهوم خواهري جهاني را جامه عمل بپوشانند، اما در طول تاريخ به جاي تكامل گرفتار تشتت و تفرقه فكري شدند. اگر چه دستيابي به حق رأي، نقطة عطفي در تكامل آراي فمينيستي و كسب يك حق سياسي اساسي از سوي زنان بوده است، مع الوصف از دهه 1920 برخوردهاي متفاوتي به وجود آمد، به طوري كه فمنيسم تبديل به تفكري فاقد وحدت نظر و مملو از آراي ضد و نقيض شد و بسياري از صاحبنظران تنوع در فمينيسم را نشانه ضعف و عدم بلوغ اين ايدئولوژي مي دانند و آن را مكتبي پويا اما درگير با مبارزه مي شناسند.
  • + نوشته شده در  یکشنبه 3 خرداد1388ساعت 22:35  توسط marzieh salek  | 

    فکر اطرافيانتان را بخوانيد؟

       

        آيا مايليد به افکار کسي که در کنار دستتان نشسته است پي ببريد؟ اگر با افراد زيادي مواجه شده باشيم مي‌توانيم بسياري از افراد را حتي از نوع صحبت کردنشان بشناسيم‌. اما اين شناخت در مواجه حضوري با دانستن بسياري از حالات ثابت شده در علم روان‌شناسي بهترين فرهنگ نامة آدم‌شناسي را برايمان مي‌گشايد. با شناخت بيشتر افراد، ارتباطمان جهت دار مي‌شود و در مدت کوتاهي خواهيم توانست که به هدف مورد نظر از اين آشنايي و ملاقات نزديک شويم‌. ايجاد رابطه صحيح باعث رشد عزت نفس در انسان مي‌شود و ارتباط ما با خودمان و اطرافيان تقويت مي‌شود.

        هر چه بهتر و کامل‌تر با خود و ديگران ارتباط برقرار کنيم‌، احساس موفقيت از ايجاد يک ارتباط صحيح و دوستانه ما را زودتر به هدفهايمان مي‌رساند و باعث تعالي افکار و رفتارمان در زندگي مي‌شود.

        1 - فرد خوددار:

        اگر شخصي دستهايش را پشت کمر قفل کند، نشان مي‌دهد که خود را به شدت کنترل کرده است‌. در اين حالت او سعي دارد خشم يا احساس نااميدي را از خود دور کند.

        2 - حالت تدافعي‌:

        اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعي در برابر حمله‌اي غير منتظره و ناگهاني يا بي‌ميلي براي تغيير چهره شخص است‌. اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بي ميلي شديدتر است‌.

        3 - متفکر:

        گره کردن دستها به دسته‌هاي صندلي نشان مي‌دهد که شخص سعي دارد احساس خود را مهار کند. اما قفل کردن قوزک پاها به يکديگر حالت تدافعي است‌. اين حالت بيشتر در مسافران مضطرب هواپيماي هنگام پرواز و فرود آن ديده مي‌شود.

        4 ـ دقت‌:

        وقتي شخص انگشت سبابه را روي صورت و بقيه دستش را به صورت گره کرده در پايين صورتش قرار مي‌دهد يعني که با دقت است‌. اين حالت نشان مي‌دهد که شخص بادقت زياد به صحبت‌هاي شما گوش مي‌دهد و يک يک کلمات شما را مي‌سنجد و در چهره او حالتي انتقادي به چشم مي‌خورد.

        5 - بدگمان‌:

        انگشتهاي گره شده زير چانه و نگاه خيره نشان دهنده حالت ترديد و دودلي است‌. او به صحبت‌هاي شما و صحت گفته‌هايتان ترديد مي‌کند. در اين حالت ممکن است آرنج روي ميز قرار گرفته باشد.

        6 - بي‌گناه‌:

        دستهايي که روي سينه قرار گرفته باشد، بهترين نمونه براي نشان دادن و حالت بي‌گناهي و درستکاري است‌. اين حالت اثر باقيمانده از شکل سوگند خوردن است که دست را روي قلب قرار مي‌دهند.

        7 - مطمئن‌:

        اين حالت دستها در مردها نشان مي‌دهد که به آنچه که مي‌گويند اعتقاد و اعتماد کامل دارند و در خانمها کمتر ديده مي‌شود. خانمها هنگامي که دست خود را به کمر مي‌زنند نشان مي‌دهند که به آنچه مي‌گويند اطمينان دارند.

        8 - مرموز:

        دستهاي به هم مشت شده زير چانه نشان مي‌دهد که شخص نظرياتش را پنهان مي‌کند و به شما اجازه مي‌دهد به صحبت خود ادامه دهيد، تنها هنگامي که حرفهايتان پايان يافت به شما و نظريات شما حمله خواهد کرد.

        9 - ظاهر ساز:

        او آرام به نظر مي‌رسد اما اين آرامش پيش از توفان است‌. اين حالتي است که بيشتر رؤسا به خود مي‌گيرند تا خود را به گونه‌اي به زيردستان نزديک کنند و در عين حال جاذبه آنها نيز کم نشود.

        10 - آماده و موفق‌:

        قرار دادن پاها روي هر چيز (روي صندلي‌، ميز، سکو و... نشانه حالت مالکيت است‌... در يک ميز گرد تنها رئيس اجازه دارد چنين حالتي داشته باشد و آرامش خود را نشان دهد.)

        11 - اعتماد به نفس‌:

        تکيه زدن به صندلي در حالتي که دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوي است‌. اگر شخصي در اين حالت صحبت مي‌کند به گفته‌هاي خود اعتماد دارد و اگر به صحبت‌هاي شما گوش مي‌دهد به خود زحمت ندهيد، او خود همه ماجرا را مي‌داند!

    + نوشته شده در  جمعه 25 اردیبهشت1388ساعت 16:3  توسط marzieh salek  | 

                    

                                              

      

    + نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 8:51  توسط marzieh salek  | 

    زبان بدن و راهنمای تعبیر حركات بدن

     حتماْ شنیده اید که مى گویند،«آدم به روى باز، جایى مى رود، نه به در باز»

     اگر مهمان خانه اى شویم كه صاحب آن با هزار و یك مدل تعارف (آفتاب از كدام طرف درآمده، راه گم كردى و...) بگوید كه از حضور ما در آنجا خوشحال است، ولى حركات چهره و دست و پایش حرفى دیگر بزند، هرگز راضى نخواهیم بود. بسیارى از مردم از تأثیر ارتباط غیر كلامى در روابط اجتماعى خود غافل هستند و تصور مى كنند تنها با استفاده از كلمات و جملات زیبا، مؤدبانه و دوستانه مى توانند حقیقت درون خود را پنهان كنند. حال آنكه بیش از ۵۰درصد از آنچه در درون من و شما مى گذرد را مى توان از طریق ارتباطات غیر كلامى كشف كرد. برای همین گفته میشود كه نامه ناقصتر از تلفن (چون لحن و آهنگ صدا معلوم نیست) و تلفن ناقصتر از گفتگوی رودررو عمل میكنند. برای همین بر اساس یك تحقیق آماری نوشتن 7% ، تلفن 40% و صحبت رودررو بیش از 50 درصد از منظور را منتقل میكنند.

     

    زبان بین المللى یا ملى و قومى؟!

    از سالها قبل تأثیر «زبان بدن» و تغییرات چهره در ارتباط بین انسانها مشخص شده است، اما سؤالى كه همیشه مطرح مى شود، این است كه:

    «آیا این زبان بین المللى است یا فرهنگها و آداب و سنن اجتماعى آن را تعیین مى كند؟»

    اما در تحقیقاتى كه انجام شده است، دریافته اند كه بسیارى از حركات بدن و اندامهاى ما (درست مانند حیوانات) معنا و مفهومى خاص را بیان مى كند كه شمار زیادى از آنها احساس مشابه در مردمى از ملل مختلف ایجاد مى كند و از میان تمام اجزاى این زبان، حركات و تغییرات چهره مفهومى كلى تر و به عبارتى بین المللى تر دارد و مى توان غم، شادى، اضطراب، نگرانى، تردید و... را در چهره یك فرد به دور از فرهنگ، زبان و... خاص تشخیص داد.

     

     ارتباط چشمى:

        پذیرش یا عدم پذیرش سایرین معمولاً از طریق ارتباط و تماس چشمى حاصل مى شود، یك معلم یا سخنران معمولاً به كسى توجه دارد كه در حین صحبت او نگاهش به جاى دیگر نباشد. براى شروع هر نوع بحث، مذاكره و صحبت از چشم هایمان كمك مى گیریم و به جرأت مى توان گفت ارتباط بین دو فرد بدون ارتباط چشمى، فضا را سرد و بى روح مى كند و حتى اگر سراپا گوش باشیم، چون چشم را به كار نگرفته ایم، گوینده را ناراحت و رنجیده خاطر مى كنیم، درست مانند آقایى كه در هنگام صحبت گرم و سراسر هیجان همسرش سراپا گوش است، اما چشم خود را مشغول مطالعه روزنامه كرده است! و باید منتظر عواقب این حركت باشد!

    - نگاه كردن به گوینده: علاقه مندى به صحبتهاى او را نشان مى دهد.

    - چشمهاى خندان! = احساس آرامش در شنونده.

    - خیره و بدون حركت نگاه كردن = حضور جسم بدون حضور روح در مكان، حواس پرتى.

    - نگاه به روبرو، آسایش و آرامش زیاد از حضور در آن فضا.

    حركات دستها:

       پس از چشم، دست ما در ایجاد ارتباط نقش مهمى دارند. ارتباطى تنگاتنگ بین مغز و دست (اندیشه و كردار) وجود دارد. تحقیقات نشان مى دهد همه ما در هنگام حرف زدن از دستهایمان كمك مى گیریم و نمى توان كسى را پیدا كرد كه بیش از ۱۵ ثانیه در حین صحبت كردن، به انگشتان و كف دست استراحت دهد.

     

    - اگر شخصى در حین صحبت با شما انگشت شست را در میان سایر انگشتان پنهان كرد، از موضوعى نگران است یا در واقع سعى دارد خود را پنهان كند.

    - دیدن دست باز شخصى كه صحبت مى كند، ۲ برابر حس اعتماد، دوستى و مهربانى و خیرخواهى را در مقایسه با دیدن پشت دست ایجاد مى كند.

    - نشان دادن روى دست در حین صحبت، به معناى تردید در صحبت و یا پنهان كردن مطلبى است و معمولاً چنین شخصى، شریك تجارى خوبى نیست.

    - و كسى كه دست باز خود را به طرف جلو حركت مى دهد و سخن مى گوید، مى خواهد خود را از شر موضوعى خلاص كند.

    - فشار دادن كف دستها به هم و قفل كردن انگشتان روى هم یك نوع حالت تدافعى است.

    - اما نگاه داشتن دستها روى هم به شكل هرم نشانه آمادگى براى موافقت است.

    - مالیدن دستها به هم مى تواند معانى مختلفى داشته باشد، از جمله آنكه با گوینده به اشتراك و اتفاق نظر رسیده ایم.

     

     دهان:

     فشار دادن لبها به یكدیگر به معناى عدم موافقت و نشانى از بى علاقگى شخص به صحبت كردن است.

    - گاز گرفتن لبها: عدم اعتماد به نفس، دستپاچگى و خجالت.

     

     تماس دست با سایر نقاط بدن و یا اشیاء:

    - دست به سینه بودن: احتیاط، هوشیارى، نوعى حالت تدافعى و شاید هم فرار از سرما.

    - چانه را روى كف دست گذاشتن: عدم قبول شخص مقابل.

    - به آرامى برداشتن عینك از چشم و با دقت پاك كردن آن: شخص مى خواهد پیش از موافقت یا مخالفت با گوینده كمى فكر كند.

    - بازى كردن با برآمدگى بینى: توجه و فكر عمیق.

    - لمس یا مالش بینى: نشانه اى از شك و در مجموع نوعى واكنش منفى.

    - مالیدن اطراف چشم: ارزیابى یك پاسخ.

    - جمع كردن شانه ها: فرو نشاندن یك خشم درونى.

    - با نوك انگشتان به جایى كوبیدن و صدا درآوردن: پریشانى، خستگى و نوعى نگرانى.

    - مالیدن یقه لباس یا گردنبند و بازى كردن با آن: نوعى نا امنى.

    - مالیدن و لمس كردن پشت گردن: قرارگرفتن در شرایطى ناخوشایند.

    - نگاه داشتن سر با گرفتن بینى بین انگشت نشانه و شست: خستگى.

    - كشیدن نرمه گوش با انگشت شست و سبابه: ادامه تمركز بر روى مطلب مورد نظر.

    ******************

     

    18 نكته براي ارتقاي زبان جسماني

    توصیه خاص و مشخصی درمورد طریقه استفاده از زبان بدن وجود ندارد. احتمالاً شما در برخورد با افراد مختلف و در موقعیت های مختلف، از زبان بدن خود به طور متفاوتی استفاده می کنید.

     

    اول اینکه، برای تغییر زبان بدن، باید از زبان بدن خود آگاه باشید. از نحوه نشستن، ایستادن، استفاده از دست ها و پاها، و طرز صحبت با دیگران آگاه باشید.

    می توانید در جلو آینه تمرین کنید. ممکن است اینکار به نظرتان کمی مسخره و احمقانه بیاید، اما مطمئن باشید که کسی نگاهتان نمی کند. درعوض باعث می شود قبل از رفتن در جلسات و مجامع عمومی و برخورد با افراد، کمی پیش خودتان تمرین کرده و آماده شوید.

    نکته دیگر این است که چشمانتان را ببندید و طریقه نشستن و ایستادنتان را در ذهن خود مجسم کنید تا اطمینان بیشتری به خود و آرامش پیدا کنید. آنطور که دوست دارید خودتان را در ذهنتان مجسم کنید و بعد سعی کنید آن را به مرحله عمل درآورید.

    می توانید زبان بدن دوستان، یا سایر افراد را نگاه کنید. ببینید آنها چه می کنند که شما نمی کنید. تکه های رفتاری مختلف را که دوست دارید از افراد مختلف بردارید و در برخورد با دیگران امتحان کنید.ممکن است بعضی از این نکات به نظر شما مصنوعی بیاید. اما ایرادی ندارد، فقط تا زمانیکه این حرکات و منش ها جزء وجود شما نشده باشد، ممکن است مصنوعی به نظر برسد. و با تمرین بیشتر می توانید این رفتارهای جدید را یاد بگیرید. و یادتان باشد، رفتار شما مستقیماً بر احساس شما تاثیر می گذارد. اگر کمی بیشتر لبخند بزنید، احساس شادمانی بیشتری خواهید داشت. اگر صاف و صوف تر بنشینید، احساس انرژی و اعتماد بیشتری پیدا خواهید کرد. اگر حرکاتتان را کندتر کنید، احساس آرامش بیشتری می کنید. ممکن است در ابتدای کار حرکات و رفتارهای جدیدتان کمی اغراق آمیز به نظر برسد. اما ایرادی ندارد. مطمئن باشید که مردم آنقدرها هم که شما فکر می کنید به حرکات و رفتارهای شما توجه ندارند، آنها درگیر مشکلات خودشان هستند. برای رسیدن به تعادل بیشتر کمی بیشتر تمرین کنید و رفتار و حرکات خودتان را خوب کنترل کرده و زیر نظر داشته باشید.

     

     

    1. دست ها یا پاهایتان را ضربدری قرار ندهید – مطمئناً تا به حال شنیده اید که این قرار دادن دستهایتان به صورت ضربدری (همان دست به سینه) باعث می شود دیگران تصور کنند حالت دفاعی به خود گرفته اید. حال باید بدانید که قرار دادن پاها نیز در همین وضعیت چنین فکری را ایجاد می کند. پس سعی کنید همیشه دست ها و پاهایتان را باز قرار دهید.

     

    2. ارتباط چشمی برقرار کنید، اما به دیگران زُل نزنید – اگر با افراد مختلفی در حال صحبت هستید، برای ایجاد ارتباطی بهتر با همه ی آنها به یک میزان ارتباط چشمی برقرار کنید و ببینید به حرفهایتان گوش می دهند یا نه. اما برقرار کردن ارتباط چشمی بیش از انداره به طرف مقابل احساس خوبی منتقل نمی کند. نداشتن ارتباط چشمی هم باعث می شود خودتان احساس ناامنی کنید. اگر تابه حال عادت نداشته اید که موقع حرف زدن با طرف مقابلتان ارتباط چشمی برقرار کنید ممکن است در اول کار کمی برایتان دشوار باشد، اما با تمرین بیشتر به آن عادت می کنید.

     

    3. مکان بیشتری را اشغال کنید – مثلاً اگر موقع نشستن یا ایستادن پاهایتان را کمی فاصله بدهید و از هم باز نگاه دارید، نشان می دهد که اعتماد به نفس زیادی دارید و از خودتان کاملاً مطمئنید.

     

    4. شانه هایتان را رها کنید – وقتی احساس فشار می کنید، این احساس بیش از همه جا در شانه های شما جمع می شود. ممکن است کمی بالاتر از حد معمول قرار بگیرند. سعی کنید شانه هایتان را شل و آزاد کنید. آنها را کمی تکان داده و کمی عقب ببرید.

     

    5. وقتی طرف مقابلتان صحبت می کند شما با تکان هاي سر او را تصدیق کنید – انجام هرازگاه این کار باعث می شود طرف مقابلتان حس کند که به حرفهایش گوش می دهید. اما اغراق نکنید.

     

    6. دولا و خمیده ننشینید، صاف بنشینید – اما در حالت ریلکس و آرمیده نه در فشار.

     

    7. خم شوید، اما نه خیلی زیاد – اگر می خواهید به طرف مقابلتان نشان دهید که به صحبت هایش علاقه مندید، کمی به سمت آن فرد خم شوید. اگر می خواهید به دیگران نشان دهید که اعتماد به نفس دارید و از خودتان مطمئن هستید، کمی به عقب خم شوید. اما در این خم شدن ها اغراق نکنید. خم شدن بیش از اندازه به جلو شما را محتاج و نیازمند به طرف مقابل نشان می دهد و خم شدن بیش از اندازه به عقب باعث می شود فردی خودخواه و متکبر به نظر برسید.

     

    8. لبخند بزنید و بخندید – یادتان باشد، خیلی خودتان را جدی نگیرید. راحت بنشینید و وقتی کسی حرف خنده داری می زند لبخند بزنید و بخندید. اگر فرد مثبتی باشید، دیگران تمایل بیشتری برای حرف زدن و مراوده با شما خواهند داشت. اما اولین نفری نباشید که به لطیفه های خودش می خندد، چون باعث می شود فردی عصبی و نیازمند توجه به نظر برسید. وقتی به کسی معرفی می شوید لبخند بزنید اما این لبخند را خیلی ادمه ندهید چون دورو به نظر خواهید رسید.

     

    9. به صورتتان دست نزنید – اینکار باعث می شود عصبی جلوه کنید و حواس شنونده ها و مخاطبینتان را نیز منحرف می کند.

     

    10. سرتان را بالا نگاه دارید – چشمانتان را به زمین ندوزید، با اینکار خجالتی و نامطمئن به نظر خواهید رسید. سرتان را مستقیم و بالا نگاه دارید و چشم هایتان را به افق روبرویتان بیندازید.

     

    11. کمی حرکاتتان را کندتر کنید – اینکار دلایل مختلفی دارد. اگر آرام تر راه بروید، مطمئن تر و با اعتماد به نفس تر به نظر می رسید. اگر کسی شما را خطاب می کند، به سرعت سرتان را به جهت او برنگردانید، کمی آرامتر به سمت صدا برگردید.

     

    12. بی قرار نباشید – از حرکات تیک دار و عصبی مثل تکان دادن پا یا زدن روی میز با انگشت ها اجتناب کنید. این حرکات موقع صحبت کردن حواس طرف مقابلتان را پرت می کند و شما را فردی بی قرار و ناآرام نشان می دهد. روی حرکاتتان تمرکز داشته باشید.

     

    13. از دستهایتان با اطمینان بیشتری استفاده کنید – به جای ضرب گرفتن با دستانتان یا دست کشیدن روی صورتتان، سعی کنید از آنها برای کمک به رساندن مطلبی که در موردش صحبت می کنید استفاده کنید. از دست ها برای توصیف چیزهای مختلف یا تاکید در حرفی که می زنید می توانید استفاده کنید. اما زیاد از آنها استفاده نکنید چون باعث پرت کردن حواس شنونده می شود. کنترل دست هایتان باید در دستتان باشد!

     

    14. لیوان نوشیدنیتان را کمی پایینتر بگیرید –لیوان نوشیدنیتان را جلو سینه تان نگیرید. نه تنها لیوان نوشیدنی بلکه هر چیز دیگر را در جلوی سینه نگیرید چون شما را در حالت دفاعی قرار می دهد. در عوض آن را کمی پایینتر آورده و در اطراف پاهایتان قرار دهید.

     

    15. ستون فقراتتان تا پشت سرتان ادامه دارد – بعضی از افراد عادت دارد صاف و مستقیم و در حالتی بسیار خوب بنشینند اما گردنشان را رها می کنند و باعث میشود سرشان کمی از بدنشان جلوتر بیاید. این افراد باید بدانند که ستون فقراتشان تا ابتدای گردنشان نیست بلکه تا پشت سرشان ادامه دارد. از اینرو برای داشتن حالتی بهتر، خوب است که تا انتهای ستون فقرات خود را صاف و مستقیم نگاه دارید.

     

    16. خیلی نزدیک نایستید – همه ی آدم ها اگر مخاطبشان خیلی نزدیکشان باشد، زود خسته می شوند. اجازه بدهید مخاطبتان حریم شخصی خود را حفظ کند و به آن تجاوز نکنید.

     

    17. آینه – معمولاً وقتی دو نفر رابطه ی نزدیکی با هم داشته باشند و خوب با هم ارتباط برقرار کنند، بعد از مدتی ناخودآگاه زبان بدن همدیگر را کپی می کنند. مثلاً اگر طرف مقابل به جلو خم شود، شما هم به جلو خم می شوید. اگر دستش را روی پایش بگذارد شما هم همین کار را می کنید. اما حواستان باشد که این واکنش ها را لافاصله انجام ندهید و همه ی این رفتارها را کپی نکنید.

     

    18. رفتاری خوب ومناسب داشته باشید – رفتاری مثبت، آرام، و باز داشته باشید. احساس و زبان بدن شما تاثیری متقابل بر هم دارند. فکر کنید تا حرکاتی مثبت داشته باشید!

     

     

    شما می توانید زبان بدن خود را تغییر دهید، اما این هم مثل یاد گرفتن هر چیز جدید دیگر زمان می برد. مخصوصاً چیزهایی مثل بالا نگاه داشتن سر وقتی چندین و چند سال عادت کرده اید که سرتان را پایین بیندازید و کفش هایتان را نگاه کنید. و اگر بخواهید چندین حرکت را توامان تغییر دهید، مطمئناً گیج و سردرگم می شوید.

    سعی کنید چند نمونه از این حرکات را اتخاذ کرده و سه الی چهار هفته آنها را تمرین کنید. پس از عادت کردن کامل به این چند حرکت، چند رفتار دیگر را برداشته و تمرینات خود را به همین شیوه ادامه دهید. در آخر خواهید دید آنچه که فکر نمی کردید بتوانید یاد بگیرید را طی مدت زمان کمی یاد گرفته اید. اما اینها تنها بخشی از این علم هستند . اکثر افراد  تصور میکنند که شناخت این گونه حالات صرفا برای روابط تجاری  مفید هستند ، در حالیکه اگر بدرستی به کار گرفته شود برای روابط اجتماعی و ارتباط با افراد مختلف راهکارهای خوبی ارائه میدهد.

     

    کتاب" زبان بدن رمز موفقیت "نوشته دکتر دیوید لو ئیس کتاب خوب و جامعی برای مطالعه و شناخت این علم هست . همچنین دیدن فیلم بدون صدا و دقت در چهره ها و حرکات بازیگران، شناخت خوبی از ظرایف حرکات بدنی خواهد داد.

    + نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 7:20  توسط marzieh salek  | 

     

    کلمات در ارتباط بین انسان ها نقش چندان زیادی ندارند بلکه این حرکات بدن و دست و صورت هستن که اطلاعات بیشتری را انتقال میدن حتی گاهی اوقات کلماتی را به کار میبریم که با حرکتمان منطبق نیستن.
    توي شناختن زبان بدن اول ما بايد حريم ها رو بشناسيم...اكثر حيوانات فضاي خاصي از پيرامون بدنشان را فضاي شخصي و حريم خودشون ميدونن..مثلا يه شير حريمي به شعاع 50 كيلومتر يا بيشتر حريم خودش ميدونه...انسانها هم فضاي شخصي و متحرك خودشون و دارن..اندازه اين حريم بستگي به تراكم جمعيت محلي داره كه شخص توي اون بزرگ شده....

    محدوده حريم..1- حريم صميمي (خصوصي)بين 15 تا 45 سانت ..اين حريم بين همه حريمها اهمييت زيادي داره...چون انسان اونو شخصي و متعلق به خودش ميدونه و از اون دفاع ميكنه...و تنها افرادي كه از نظر عاطفي بسيار نزديك به آدم هستن اجازه ورود به اين محدوده و دارن...شامل عشاق والدين همسر دوستان بسیار نزديك كودكان...به شعاع 15 سانتي بدن حريم بسته خصوصي ميگن...2-حريم شخصي بين 46 سانت تا 2/1 متر است...اين فاصله اي هست كه در مهماني ها و محافل اجتماعي و همايش هاي دوستانه حفظ ميشه...3-حريم اجتماعي كه بين 2/1 تا 6/3 متر است ..در مقابل افراد قريبه فروشنده محل..پستچي كسي كه در منزل مشغول تعميرات هست و اشخاصي كه آشنايي كمتري با آنها داريم چنين فاصله اي را حفظ ميكنيم..4- حريم عمومي كه بيش از 6/3 متر است..هنگامي كه مخاطب ما يك گروه بزرگ است اين فاصله را براي راحت بودن انتخاب ميكنيم.....

    ما ميتونيم از روي دست دادن دو نفر تشخيص بديم كه اين دو فرد شهري هستند يا روستايي...دو نفر شهري معمولا براي دست دادن به هم نزديك ميشوند و دست ميدهند و دو روئستايي با فاصله زياد از هم قرار ميگيرند و براي دست دادن دست هاي خودشون و ميكشند و حتي گاهي رو به جلو خم ميشوند...

    اكثر مردم با كف دست هاي باز به سختي ميتوانند دروغ بگويند..پس در واقع استفاده از اين حركت شايد بر كاهش دروغگويي تاثير داسته باشد و مردم را تشويق كند كه با شما صادق باشند...

    هنگام دست دادن ..وقتي ما دستمان را جلو ميبريم اگر كف دست ما به سمت بالا باشد نشانه سلطه پذير بودن ماست و اينكه هر جه بگويي قبول است..ولي هنگام دست دادن اگه موقع جلو بردن دست كف دستان ما رو به پايين باشد نشان سلطه طلب بودن ماست..

    براي خنثي كردن سلطه گري كسي به هنگام دست دادن(يعني طرف با كف دست رو به پايين به سمت ما آمد) ميتونيم با جلو آوردن پاي چپمون اين حس و خنثي كنيم...(پاي چپ يك قدم به جلو)

    براي ايجاد صميميت بيشتر با كسي ما ميتونيم هنگام دست دادن از ترفند هايي استفاده كنيم ...مثل گرفتن موچ يا بازوي طرف مقابل با دست ديگر(دست چپ)

    دست دادن به اين سبك هم بدون دليل حمله به حريم خصوصي افراد به حساب مياد پس بايد با آگاهي اين كار و كرد..موقعي كه شخصي دستانش پشتش قرار دارد به صورتي كه يكي از دستان موچ دست ديگر را گرفته علامت برتري و اطمينان شخص به خود است...

    مالش چشم:اين حركت تلاش مغز براي انسداد خيانت و ترديد و دروغي كه مشهاده ميكند يا اجتناب از مشاهده چهره شخصي است كه به او دروغ ميگويد...مردها اغلب چشم هاي خود را به شدت مي مالند و چنانچه دروغ بزرگ باشد اغلب نگاهشان را به طرف زمين بر ميگردانند...

    مالش گوش:اين مدل پيشرفته حركت كودكان است كه براي اجتناب از شنيدن سرزنشهاي پدر و مادرشان دست ها روي هر گوش ميزارن...پس شخص با اين حركت نشان ميدهد كه به حد كافي شنيده و يا اينكه مايل به صحبت كردن است...

    خارش گردن:نشان دهنده اين است كه شخص ميگويد "مطمئن نيستم كه موافق باشم"...

    انگشتان در دهان:اين يه تلاش نا خود آگاه است توسط فرد براي برگشتن به امنيت دوران كودكي ...

    دست به چانه:علامت احساس پوچي و سر رفتن حوصله و بي حوصلگي...

    ضربه به پيشاني و گردن:اگر كسي به پيشاني خود ضربه بزند معمولا نشان اين است كه از اشاره شما به فراموشي او ناراحت شده است...ولي اگه لين ضربه به پشت گردن باشد نشان اينست كه شما واقعا وبال هستيد...

    دست به سينه (با دستان مشت)نشان اين است كه طرف رفتار خصومت آميزي دارد....

    دست به سينه( با گرفتن بازو )نشان حالت جدي شخصي است كه به اين گونه ايستاده..

    دست روي دست (جلوي زيپ شلوار) معمولا شخصي كه اين گونه مي ايستد جلوي جمعي احساس غريبه بودن يا عدم اعتماد به نفس دارد...

    نگه داشتن ليوان با دو دست يا نگه داشتن مانعي مثل دسته اي گل روي شكم يا نگه داشتن كيف با دو دست همزمان نزديك شكم براي پنهان كردن دستپاچگي عصبيت يا نگراني است...

    گذاشتن پاها روي هم نشانه احتمال وجود يك رفتار تدافعي و منفي است...و گذاشتن پا ها روي هم به همراه دست هاي روي سينه در يك خانوم نشان نارضايتي اون از وضع موجوده...

    حالت تدافعي در مردها و خانومها به كمك پا متفاوت است....مردها ي در حال نشسته(روي صندلي)با قفل كردن مچ پا وزانوهاي دور از هم اين حالت را نشان ميدهد ولي خانومها زانوها در كنار هم است و پاها مچ به پايين به يكطرف ميباشد...و در مردها دستها روي دسته صندلي محكم و در خانومها دست ها روي پا قرار دارد...

    زماني كه شخصي از رفتار و نظرات ديگران ناراضي است اما در ارائه نظر خود احساس محدوديت مي كند رفتارهاي غير كلامي نشان ميدهد...مثل بر داشتن كرك هاي خيالي از روي پيرهن خود...اين اشاره به بي علاقگي نسبت به حرف هاي طرف مقابل است..

    بيرون دادن دود سيگار :كسي كه اغلب مواقع دود سيگار را به سمت بالا خارج ميكند احساس مثبت برتري يا اطمينان از خود را دارد...و كسي كه دود سيگار را به سمت پايين ميدهد حس منفي يا ترديد آميز دارد..

    رفتار با عينك:علامت عينك در دهان نشان قوت قلب يا اطمينان خاطر است...برداشتن مدام عينك و تميز كردن ان نشان آن است كه مقابل تصميمي قرار گرفته و بايد در مقبل چنين فردي فقط سكوت كرد...نگاه كردن از بالاي عينك:براي به تصوير كشيدن يك شخص انتقاد گر يا كسي كه قصد قضاوت دارد...

    له کردن انگشتان حین دست دادن از خصوصیات مردان عصبی است.متاسفانه در این مورد به جز بد و بیراه گفتن و یا یک مشت جانانه به بینی طرف حواله کردن،هیچ گونه روش مقابله ای وجود ندارد.

    مالیدن چشم ها

    آدم عاقل می گوید:«بدی را نبین!» و دست هایش را روی چشم ها میگذارد .با این حرکت تلاش می کند،نیرنگ،دروغ یا بد گمانی را بپوشاند یا حداقل مجبور نباشد به کسی که دروغ میگوید نگاه کند.مردان معمولا چشمانشان را با فشار می مالند و به خصوص وقتی دروغ بزرگ باشدُاغلب رویشان را هم بر میگردانند و چشم به زمین میدوزند.زنان به نرمی زیر چشمانشان را می مالند ،زیرا اینطور تربیت شده اند که از حرکات شدید پرهیز کنند .

     اگر انگشت اشاره به سمت بالا و شست چانه را نگه داشته باشد ،شنونده نسبت به سخنران یا صحبت های او دیدی منفی یا انتقادی دارد .

    دست کشیدن بر سر و ضربه زدن بر سر یا پیشانی خود

    وقتی که فرد گردنش را می مالد،طوری که انگار درد میکند،حرکت کشیدن یقه به شکل دیگری ظاهر میگردد.کسی که در هنگام  دروغگویی چنین حرکتی را انجام میدهد،معمولا نگاه خود را نیز میدزدد و به زمین خیره میشود.این حرکت ممکن است نشانه بی تفاوتی یا خشم باشد؛در اینجور موارد، ابتدا دست یک ضربه به گردن میزند و بعد شروع به مالیدن آن میکند.

     فرض کنید از همکارتان خواستید در زمان مشخصی کار به خصوصی را انجام دهد،ولی او فراموش کرده است .وقتی در این مورد از او سوال کنید،با دست بر پیشانی، سر یا گردنش ضربه ای میزند و فراموش کاریش را اینگونه نشان می دهد .او با این ضربه خود را به طور سمبولیک تنبیه میکند.ضرببه زدن به سر عموما نشانه ای فراموش کاری است.روش ضربه زدن شخص فراموش کار اطلاعات بیشتری را در این مورد که وی در آن لحظه چه احساسی دارد ،می دهد.

    وقتی فرد به پیشانی خود میزند یعنی این که او زیاد متاثر نشده است،اما اگر به گردن خود ضربه بزند نشان میدهد که واقعا متاسف است.کسانی که در اینجور موارد گردنشان را می مالند، افرادی هستند که به منفی بافی و انتقاد تمایل دارند.در حالی که کسانی که پیشانی خود را بدون این که بخواهند کلامی بر زبان آورند که اشتباه کرده اند ،میمالند،افرادی عموما خوش مشرب و معاشرتی هستند.

     

     


     

    + نوشته شده در  شنبه 19 اردیبهشت1388ساعت 20:21  توسط marzieh salek  | 

    + نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 13:15  توسط marzieh salek  | 

     

    با سلام. امیدوارم همراه با بهار طبیعت بهار دلهایتان سرشار از شادابی و طراوت شده باشد. در آستانه سال جدید بر آن شدم که به تحلیل ابیاتی از غزلیات خواجه شیرین سخن که در آنها کلمه شاه - سلطان- حاکم آمده است بپردازم . امیدوارم مرا از نظرات خویش آگاه سازید.

    بنده شاه شماييم و ثناخوان شما
    عرصه شطرنج رندان را مجال شاه نيست
    جور شاه کامران گر بر گدايی رفت رفت
    شاه ترکان سخن مدعيان می‌شنود
    صد نامه فرستادم و آن شاه سواران
    گر شاه پيامی به غلامی نفرستاد
    به نديم شاه ماند که به کف اياغ دارد
    نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ
    نظر بر قرعه توفيق و يمن دولت شاه است
    آلوده‌ای تو حافظ فيضی ز شاه درخواه
    به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد
    شاه را به بود از طاعت صدساله و زهد
    گر نکردی نصرت دين شاه يحيی از کرم
    آن شاه تندحمله که خورشيد شيرگير
    آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ
    جهان به کام دل اکنون رسد که شاه رسيد
    ای شاه حسن چشم به حال گدا فکن
    کاين گوش بس حکايت شاه و گدا شنيد
    ساقی به روی شاه ببين ماه و می بيار
    ساقی چو شاه نوش کند باده صبوح
    که دور شاه شجاع است می دلير بنوش
    داور دين شاه شجاع آن که کرد
    قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
    ز خاک بارگه کبريای شاه شجاع
    جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع
    حافظ قلم شاه جهان مقسم رزق است
    شاه عالم را بقا و عز و ناز
    از بازگشت شاه در اين طرفه منزل است
    آه اگر عاطفت شاه نگيرد دستم
    از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم
    عهد الست من همه با عشق شاه بود
    ای شاه شيرگير چه کم گردد ار شود
    انصاف شاه باد در اين قصه ياورم
    فراغت باشد از شاه و وزيرم
    شاه شوريده سران خوان من بی‌سامان را
    شاه ترکان چو پسنديد و به چاهم انداخت
    به گدايی به در خانه شاه آمده‌ايم
    بود کن شاه خوبان را نظر بر منظر اندازيم
    شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد
    شاه بيدار بخت را هر شب
    شاه منصور واقف است که ما
    شاه شمشادقدان خسرو شيرين دهنان
    گويی برفت حافظ از ياد شاه يحيی
    با شاه دوست پرور دشمن گداز من
    از مراد شاه منصور ای فلک سر برمتاب
    در پيش شاه عرض کدامين جفا کنم
    جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو
    شاه خوبانی و منظور گدايان شده‌ای
    فلک جنيبه کش شاه نصره الدين است
    نصره الدين شاه يحيی آن که خصم ملک را
    مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی
    از شاه نذر خير و ز توفيق ياوری
    شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی
    جلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا
    هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  دوشنبه 17 فروردین1388ساعت 10:34  توسط marzieh salek  | 

    به نام خداوند اميد و زندگی


    سلام ؛ آغاز سال جديد ، نيکو بهانه ای برای دگر باره ساختن دوستی هاست. اقوام و ملّتهای مختلف در طول تاريخ ، متناسب با باورها و ارزشهای سنّتی و فرهنگی خود ، روزی را برای آغاز سال برگزيده اند و ايرانيان ، بهار را مبدأ شروع سال جديد قرار داده اند . « طبيعت » ميان اين سنّت فرهنگی با آغاز سال جديد در نوروز فقط يک قرارداد و واقعهء تقويمی نيست بلکه يک حقيقت برآمده از متن طبيعت است .

    نوروز 1388 که تقارن با ايّام ميلاد پيامبر گرامی اسلام (ص) و امام جعفر صادق (ع) به آن نشاط و طراوتی دگرباره بخشيده است را صميمانه به جنابعالی و خانوادهء محترم تبريک عرض می نمایم . برايتان سالی سرشار از سلامتی و سعادت آرزومندم.

     

     

    + نوشته شده در  یکشنبه 16 فروردین1388ساعت 23:58  توسط marzieh salek  | 

     به نام خداوند جان و خرد

     وبلاگ تبلیغات و ارتباطات نوین را با هدف ارائه آخرین مطالب  و  تبادل نظر دراین زمینه شروع می کنم . از تمامی صاحبنظران  برای بیان نظرات خود در این موارد دعوت می نمایم . با تشکر

    + نوشته شده در  پنجشنبه 8 اسفند1387ساعت 13:5  توسط marzieh salek  | 

     
    صفحه نخست
    پروفایل مدیر وبلاگ
    پست الکترونیک
    آرشیو وبلاگ
    عناوین مطالب وبلاگ

    پیوندهای روزانه
    تبلیغات و ارتباطات نوین


    تبلیغات و ارتباطات نوین







    آرشیو پیوندهای روزانه

    نوشته های پیشین
    خرداد 1388
    اردیبهشت 1388
    فروردین 1388
    اسفند 1387